رضا تقی پور
تنگه هرمز که تا مدتها به عنوان شاهراه حیاتی انرژی جهان شناخته میشد، بار دیگر در اوج توجه قدرتهای جهانی قرار گرفت. این تنگه، که 15 درصد نفت جهان را حمل میکند، در حال حاضر به نقطهای راهبردی در معادلات امنیتی و ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
در شرایطی که قدرتهای فرامنطقهای با تحرکات مشکوک و تهدیدآمیز درصدد آزمودن توان بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران هستند، پیام صریح و بدون ابهامی از سوی تهران به گوش میرسد: هر خطا در تنگه هرمز با پاسخ سخت، سریع و پشیمانکننده مواجه خواهد شد.
تنگه هرمز تنها یک آبراهه جغرافیایی نیست؛ بلکه گلوگاه انرژی جهان و شریان حیاتی اقتصاد بینالملل است. روزانه میانگین 18 تا 20 میلیون بشکه نفت از این مسیر عبور میکند و هرگونه ناامنی در آن، میتواند شوک شدیدی به بازارهای جهانی وارد کند.
اما واقعیت این است که در تمام سالهای گذشته، هر當 ایران مقتدرانه در این منطقه حضور داشته، امنیت برقرار بوده است. و هرگاه بیگانگان، بهویژه نیروهای آمریکایی و انگلیسی، درصدد دخالت یا نمایش قدرت برآمدهاند، بحران و ناامنی افزایش یافته است.
تجربه ثابت کرده است که ناوهای ائتلاف غرب و رزمایشهای مشترک با کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس، قادر به تأمین امنیت واقعی این آبراه نیستند. تنها حضور و اقتدار جمهوری اسلامی ایران توانسته توازن و آرامش را در این مسیر حساس برقرار کند.
ایران بهعنوان قدرت اول منطقه، نهتنها به لحاظ جغرافیایی بلکه بهواسطه توان نظامی، موشکی، اطلاعاتی و پهپادی، اشراف کامل بر خلیج فارس و تنگه هرمز دارد. این اشراف نه از مسیر اشغالگری، بلکه از مسیر دفاع مشروع و حضور بومی حاصل شده است.
پیشنهاد مطالعه: در گذشتههای دور روزهای زمین دو ساعت طولانیتر بود_فرنگی
در ماههای اخیر، برخی گزارشهای غربی از افزایش تردد ناوهای آمریکایی در نزدیکی آبهای ایران خبر دادهاند. اما این تحرکات، در واقع، نمایشهای تبلیغاتی بیش نبودهاند. چرا که هرگونه اقدام واقعی در این مسیر، به معنای برخورد مستقیم با ایران است؛ و هیچیک از قدرتهای خارجی، جرأت ورود به چنین تقابلی را ندارند.
توان موشکی دقیق ایران، سامانههای راداری پیشرفته و پهپادهای شناسایی و تهاجمی سپاه، تنگه هرمز را به منطقهای با نظارت 24 ساعته و چندلایه تبدیل کرده است. به تعبیر یکی از کارشناسان نظامی خارجی، «در تنگه هرمز حتی موج دریا بدون اجازه ایران حرکت نمیکند».
در چنین شرایطی، هرگونه خطای دشمن، معادل فشار دادن «پدال ترمز» برای خود اوست. از همینروست که برخی تحلیلگران با طعنه میگویند: تنگه هرمز برای دشمنان ایران، دیگر تنگهی عبور نیست، بلکه تنگهی ترمز است.
در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران، اصل بر صبر راهبردی و خویشتنداری است، اما نه از سر ضعف، بلکه از موضع قدرت. ایران در دهههای اخیر بارها نشان داده که آغازگر هیچ درگیریای نبوده، اما اگر تهدیدی متوجه امنیت ملی یا منافع راهبردی کشور شود، پاسخ آن کوبنده و دقیق خواهد بود.
توقیف نفتکشهای متخلف، واکنش به تجاوز پهپاد آمریکایی در سال 1398 و حمله موشکی دقیق به پایگاه عینالاسد، تنها نمونههایی از اراده عملی ایران در مواجهه با تهدید هستند. در همه این موارد، پیام واحدی به دشمن منتقل شد: ایران اهل شعار نیست، اهل اقدام است.
امنیت برابر برای همه یا برای هیچکس؛ این اصل بر صدا میرود که امنیت خلیج فارس یا باید برای همه کشورها برقرار باشد، یا برای هیچکس. اگر دشمنان بخواهند با ناامنسازی منطقه منافع خود را تضمین کنند، خود نخستین قربانی این ناامنی خواهند بود.
پیشنهاد مطالعه: چین درصدد نصب دوربینهای نظارتی برای مراقب از ایستگاه قمری آتی خود است
در سالهای اخیر، ایران طرحهای مختلفی برای «همکاری منطقهای در تأمین امنیت خلیج فارس» به کشورهای همسایه ارائه کرده است. اما آنچه مانع تحقق آن شده، دخالتهای بیگانگان و حضور نظامی آمریکا در منطقه است. ایران بهدرستی معتقد است که امنیت خریدنی نیست، بلکه بومی و درونزا است.
اکنون در شرایطی که برخی تلاش دارند با تهدید یا تحریک رسانهای، جایگاه ایران را تضعیف کنند، واقعیت میدانی چیز دیگری است. قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در منطقه، به حدی رسیده که حتی دشمنان سرسخت نیز میدانند هر خطا در تنگه هرمز، هزینهای سنگین و غیرقابل پیشبینی برای آنان بهدنبال خواهد داشت.
ایران بهدنبال جنگ نیست، اما آماده هرگونه مقابله است. این پیام روشن تهران به هر قدرتی است که خیال کند میتواند بدون هماهنگی و احترام به اقتدار ایران، از این آبراه عبور کنند.
در حقیقت، اگر تنگه هرمز برای جهان، شاهرگ انرژی است، برای دشمنان ایران، تنگه ترمز است؛ جایی که غرور قدرتهای متجاوز در برابر اراده یک ملت مقاوم، از حرکت بازمیایستد.