مرگ سياه براي ۱۲ ميليون تومان

مرگ سیاه برای ۱۲ میلیون تومان_فرنگی

کسب وکار

[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی فرنگی

وقتی ماده ۴۱ قانون کار که شامل همه کارگران کشور می‌شود، اجرا نمی‌شود و مزدی تعیین می‌کنند که یک‌چهارم سبد هزینه‌های زندگی است، چطور به این حرف‌ها و شعارها اعتماد کنیم و بپذیریم که حقوق کارگران معادن به زودی زیاد می‌شود؟! به گزارش ایلنا «آقای وزیر، شما می‌دانید این کارگران معدنجو چقدر حقوق می‌گرفتند؟ ۱۲ میلیون تومان! فقط ۱۲ میلیون تومان!» علی مقدسی‌زاده، رییس شوراهای اسلامی کار خراسان جنوبی، در روزهای اول مهر این حرف‌ها را در مجاورت معدن طبس خطاب به وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت، وقتی آقای وزیر آمده بود که «از نزدیک» شاهد انفجاری باشد که ۵۳ کارگر معدنجو را به کام مرگ کشانده بود.

 

مرگی بالاتر از سیاهی

در همان روزهای اول مهر، سیاهی مرگ کارگران معدنجو با انتشار این ویدئو در فضای مجازی، پررنگ‌تر شد، هرچند بالاتر از سیاهی هیچ رنگی نیست اما بزرگ‌ترین حادثه مرگبار معدن در تاریخ مدرن ایران و یکی از کم‌سابقه‌‌ترین حوادث معدنی جهان در طبس در خراسان جنوبی «اتفاق» افتاده بود؛ با همه اینها، حادثه معدنجو «اتفاقی» نبود؛ فقط در ۶ ماه ابتدایی امسال، شاهد اتفاقاتی نظیر ریزش معدن شن و ماسه دهاقان اصفهان، ریزش معدن شن و ماسه شازند اراک، ریزش معدن زغال سنگ آبنیل، حادثه در معدن قلعه شاهین کرمانشاه، حادثه در معدن گل‌گهر سیرجان، حادثه در معدن طزره و مرگ جداگانه دو کارگر و… بوده‌ایم؛ بعد از معدنجو حداقل ۱۰ کارگر معدن در سراسر کشور جان خود را از دست دادند. اما حرف‌های مقدسی‌زاده در ویدیویی که او سر راه وزیر کار را می‌گیرد و با عدد و رقم وضعیت را تشریح می‌کند و می‌خواهد «کاری بکنند» واقعیت‌ها را مقابل چشمان‌مان گذاشته است: «معدن پروده ۳ طبس، یک سنسور گاز متان نداشت؛ کارگران فقط ۱۲ میلیون حقوق می‌گرفتند و سختی کارشان در نظر گرفته نمی‌شد؛ کارگران قبل از شیفت فهمیده بودند که اوضاع پس است و حادثه در کمین نشسته است اما به اجبار وارد تونل شدند.»

مانور روی افزایش حقوق

وزیر کار بعد از بازگشت به تهران، روی یک مساله خیلی مانور داد: احتمالی به نام افزایش حقوق کارگران معادن، هما‌ن‌ها که ۱۲ میلیون تومان می‌گرفتند و برای ۱۲ میلیون حقوق به کام مرگ سیاه افتادند. خرید تجهیزات ایمنی برای ۹۹ معدن زغال‌سنگی که هنوز به شیوه سنتی و با تجهیزات صد سال قبل اداره می‌شود، میلیون‌ها دلار هزینه دارد و دولت قرار نیست برای نجات جان کارگران آنهم معدن‌چیان زحمتکش زغال سنگ هزینه کند! کارفرماهای بخش خصوصی هم که پشت‌شان گرم است، هم کارفرمایان مادر و هم پیمانکاران که خلاف قانون، معادن کشور را به پیمان گرفته و جزو تیول خود کرده‌اند، فقط موقع زغال‌برداری و سودبرداری هستند؛ گونی‌ گونی زغال‌سنگ تبدیل به پول می‌شود، اما خرید تجهیزات در حد صفر است؛ حادثه هم که اتفاق می‌افتد با پرداخت بیمه عمر و غرامت به خانواده‌ها سر و ته قضیه به هم می‌آید و کارفرما، سر خانه و زندگی و کارش است؛ از مجازات خبری نیست، همان طور که از هزینه کردن برای ایمنی خبری نیست. در این میان، فقط روی افزایش حقوق کارگران معدن به عنوان یک احتمال که قرار است از بالا اعمال شود، مانور داده می‌شود؛ کارگران معدن طبس ۱۲ میلیون حقوق می‌گرفتند و بررسی‌های ما نشان می‌دهد که در معادن کرمان نیز حقوق کارگران به خصوص پیمانکاری‌ها در همین حد و حدود است، کارگران معادن کرمان سال قبل فقط ۸ میلیون حقوق می‌گرفتند و خیلی از آنها به موعد بازنشستگی پیش از موعد رسیده‌اند اما پیمانکار ۴ درصدشان را رد نکرده است و مجبورند همچنان در تونل‌های پرخطر باقی بمانند.

 

افزایش حقوق

در گیر و‌ دار بروکراسی اداری

ماجرای افزایش حقوق تبدیل به یک دستور کار تحت عنوانِ «بررسی راهکارهای ارتقای نظام جبران خدمت کارگران معادن» می‌شود و به شورای عالی کار می‌آید؛ و دوباره مساله به کمیته سه‌جانبه مزد ارجاع می‌شود، قرار است نشست‌های مکرر بگذارند و مساله را بررسی کنند؛ در نهایت شاید طرح جدیدی برای طبقه‌بندی مشاغل این کارگران یا برقراری برخی آیتم‌های مزدی از جلسات بیرون بیاید. اما آیا شورای عالی کار، مسوول تعیین مزد و مزایای مزدی کارگران یک حوزه خاص است؛ چرا کارگران معدن، خودشان تشکل‌های مستقل در سطوح محلی و سراسری ندارند تا بتوانند سر دستمزد و شرایط کار با کارفرمایان چانه‌زنی کنند؟ مگر بهبود شرایطِ کارگری که فاقد تشکیلات و تحت سلطه کارفرمایان سودجوی بخش خصوصی است و قرارداد موقت دارد، بدون اصلاح «ویژگی‌های شغلی» ممکن است؟!

 

اجرای «امر وزیر کار» اساسا ممکن است؟!

باید از آقای وزیر کار پرسید، حقوق کارگر معدن زغال‌سنگ، کارگرِ قرارداد موقتِ بدون تشکل را چقدر و با چه مکانیزمی می‌خواهید افزایش بدهید؟کارفرمایی را که یک سنسور و تهویه برای معدن نمی‌خرد چطور می‌خواهید مجاب کنید به همه کارگران خود حقوق بیشتر بدهد؟ آیا نیمی از آنها را تعدیل نخواهد کرد؟ «بهرام حسنی‌نژاد» که زمانی دبیر انجمن صنفی کارگران معدن چادرملو در استان یزد بوده با طرح این سوالات می‌گوید: وقتی خودِ کارگر تشکل نداشته باشد، وقتی نماینده واقعی او در سطح کارگاه، استان و کشور، مذاکره و چانه‌زنی نکند، افزایش دستمزدی که ادعا می‌کنند بیشتر شعار است تا واقعیت و به جایی نمی‌رسد. به گفته او، تاکید وزیر کار بر افزایش دستمزد به جای تاکید بر الزامات اساسی بهبود شرایط معدنچیان مانند برخورداری از حق تشکل و قراردادهای دائم، برچیده شدن پیمانکاران و تامین تجهیزات ایمنی، بیشتر شبیه یک سناریوست برای رفع و رجوع کردنِ مرگبارترین حادثه معدن در تاریخ. حسنی‌نژاد اضافه می‌کند: می‌خواهند روی قضیه سرپوش بگذارند؛ مرگ ۵۳ کارگر به خاطر نبودن سنسور مرکزی و تهویه، جرمی فراموش ناشدنی است.

این فعال کارگری صحبت‌هایش را با یک جمله کلیدی تمام می‌کند: «وقتی ماده ۴۱ قانون کار که شامل همه کارگران کشور می‌شود، اجرا نمی‌شود و مزدی تعیین می‌کنند که یک‌چهارم سبد هزینه‌های زندگی است، چطور به این حرف‌ها و شعارها اعتماد کنیم و بپذیریم که حقوق کارگران معادن به زودی زیاد می‌شود؟!»

دسته بندی مطالب
فرنگی

مقالات کسب وکار

مقالات فناوری

مقالات آموزشی

مقالات سلامتی

[ad_2]